نشد کز در دل صدائی برآید
ز ماتم سرا هایهائی برآید
نگارین قدم چون بخاکم خرامی
ز هر گام شاخ حنائی برآید
بزیر پر جعد مشکین دلم را
کزین بیضه آخر همائی برآید
بگوش کریمان چو گوهر نشیند
نوائی گر از بینوائی برآید
فرو ریزدم دل بدامان مژگان
بنا گه چو آواز پائی برآید
جهانگر شود جمله گلزار مشکل
که عاشق بکسب هوائی برآید
رقمهای کلک مرا گر بکاوی
ز هر نقطهئی مدعائی برآید
نه من زینجهانم تعجب مکن گر
فلاطونی از روستائی برآید
سر نکته بر عرش سایم چو «طالب»
از آن لب کرم مرحبائی برآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.