نشکند طبع مشامی عطر گردانی چه سود
دامنی آغوش نگشاید گل افشانی چهسود
سفره گستردی غذای روح چندین رنگ رنگ
میهمانت ممتلیتر گشت مهمانی چهسود
عشوهٔ حلکرده باید بر لب آن قوم ریخت
ای عروسان معانی ناز پنهانی چه سود
جذب نکهت را بیکسو نه باعمی خاطران
عرض خط سنبلی و زلف ریحانی چهسود
خاطر این جمع را خصمی است با آشفتگی
ای سر زلف سخن چندین پریشانی چهسود
«طالب» این دون فطرتان را نشأه از انصاف نیست
هر زبان بیهوده اظهار سخندانی چه سود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.