دلیکه درچمن اشک لالهگون گردد
امیدهاست که شادابتر ز خون گردد
زجوش آتش سودای دل مرا مغزیست
که بوی عقل درو عطسهٔ جنون گردد
ز شوخ نسبتی رنگ گل برخساری
چو در چمن نگرم حسرتم فزون گردد
خراب نشأهٔ بزمی شوم که در دورش
پیاله چون قدح چرخ واژگون گردد
خراش ناخن دردیست در دل «طالب»
که هردم از اثرش سینه ارغنون گردد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.