شریک دولت عشقم ز غم نصیبم هست
گداز فاخته و سوز عندلیبم هست
بود ز خار و خسم آشیان چو مرغ چمن
نیم غریب ولی نغمهٔ غریبم هست
اگرچه شعله صفت سینه چاک و عریانم
سری به تنگ قبایان جامه زیبم هست
مریض عشقم و از صحبتم نصیبی نیست
وگرنه ره بشفاخانهٔ طبیبم هست
اگرچه نیست سر زیب و زینتم «طالب»
ز اشک و آه مهیا هزار زیبم هست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.