بگذار وعدهٔ او بردل غبار بینی
مژه هر قدر گشائی رخ انتظار بینی
قدمی اگر کنی طی ز قلمرو نگاهش
بشمار غمزهٔ او جگر فکار بینی
زدریچهٔ امیدت همه یاس رخ نماید
چو بسعی خویش خواهی که جمال یار بینی
بشرابخانهٔ ما نظری عمیق بگشا
که هزار دجله هرسو می بی خمار بینی
بگلوی زخم عاشق نرود غذای مرحم
دهن جراحت ما لب روزه دار بینی
چه کرامتست یارب گل داغ عاشقان را
که اگر نظر گشائی نمکین هزار بینی
بره هوس گرافتد نظرت بسوی «طالب»
همه نوک دشنه یابی همه نیش خار بینی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.