کاش میبودی مرا در عشق و مشکل یکی
غم یکی میداشتم زآن سان که دارم دل یکی
زیر تیغ ناز او خواهم امان در روزگار
لیک چندانی که بینم جانب قاتل یکی
ایکه از هر جلوه میبخشی جهانی را حیات
از مروت مگذر و بگذر براین بسمل یکی
کار عشقم هر زمان کرده زبی صبری خراب
ای دریغا صبر تا دستی نهم بر دل یکی
جمله زین محفل بدان محفل خبرها میبرند
سوی این محفل نمیآید از آن محفل یکی
آنکه کام از پای همت میزند داند که هست
از مقام ما بخلوتگاه او منزل یکی
خرد شو تا اتحاد دوست آری در کنار
یک چود ریک ضرب سازی میشود حاصل یکی
صحبت عقلم جنون آورد «طالب» خویش را
میکشم در حلقهٔ مستان لایعقل یکی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.