کی گفتمت که چهره بآب و گلاب شوی
گفتم بشبنم عرق آفتاب شوی
ای انکه میبیاد لبش میکنی بجام
اول دهان شیشه بمشک و گلاب شوی
بر چهره از غبار رهت پرده بستهام
رویم بآب تیغ بگرد در کاب شوی
وقت صبوح میگذرد ای نسیم ناز
از نرگسش بشبنم گل رنگ خواب شوی
شویندهٔ خط رشحات خجالت است
یک پیرهن عرق کن و صد ناصواب شوی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.