عشق را نوشی تصور کن، به نیش آمیخته
راحتی با صد هزاران رنج بیش آمیخته
هرکه بازهر عتاب و شهد لطفش کرده خو
شربتی از آب و آتش بهر خویش آمیخته
نی کمان غمزهاش هرگز بقربان کرده میل
نی خدنگ ناز او هرگز به کیش آمیخته
زآشنایان هیچکه نگذشته جز بیگانهوار
آنکه با بیگانه آیان تر ز خویش آمیخته
بیخبر منشین ز روبه بازی آن میشچشم
کو فسون کرد، کرا با چشم میش آمیخته
عشق بیمذهب نجوید هیچکه غیر از گریز
از هوس مندی که مشرب را بکیش آمیخته
جز نمک یاسودهٔ الماس «طالب» کافریم
مرحمی گر هیچکه مارا پریش آمیخته



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.