تلخ از چه روی باز، بمحفل نشستهٔ
تنها چرا چو زهر هلاهل نشستهٔ
جانبخش تر ز باد مسیحی چه شد که باز
خونریز تر ز خنجر قاتل نشستهٔ
همزانویم بشاهد وصل تو گر چه من
در خون دل نشسته تو در دل نشستهٔ
غافل ازین شناور گرداب غم مباش
ای همنشین که شاد بساحل نشستهٔ
باعزم جزم هیچ مسافت بعید نیست
تا پا بره نهاده بمنزل نشستهٔ
آگه نهای ز باداجل ای تذرو روح
صیاد در کمین و تو غافل نشستهٔ
«طالب» کجا رسی تو باوج وصال دوست
در دل نشسته یار و تو در گل نشستهٔ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.