مکش صفیر که از بلبلان مست نهٔ
بینم جرعه خراب از می الست نهٔ
هزار میکده تاراج کردهٔ و هنوز
چو نیک مینگرم در تو، نیم مست نهٔ
پرستش صنمت جز هوا پرستی نیست
صنم پرست نهٔ گر هوا پرست نهٔ
بدین لیاقت گر توبه کردی ای زاهد
بجان دوست که شایستهٔ شکست نهٔ
فقیه بیخود و واعظ خراب و مفتی مست
تو از کدام مسلمان تری، که مست نهٔ
کرم نتیجه جمعیت است هان «طالب»
چه سود خرمن گوهر که باد دست نهٔ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.