عاجزم یارب دل آزار بر دارم بده
در خور یک چین ابرو تاب آزارم بده
از نوای طایران گلشنم بی ذوق ساز
لذتی از بانگ مرغان گرفتارم بده
تا برغم مطرب ازدل برکشم خونین صفیر
تیزی از مضراب او بستان بمنقارم بده
برمگردان از گلستانم تهی دامان و جیب
دستهٔ گل گر نباشد بوته خارم بده
ای برهمن نقل مذهب گاهگاهی هم خوش است
لطف کن تسبیح من بستان وزنارم بده
تهمت امساک میبندم بطبع آفتاب
نیستی راضی گلی از باغ دیدارم بده
ای چمن بوی بهار آوردهام هان زود باش
درعوض نسرین بخرمن گل بخروارم بده
از بهار روی خود گلزار گلزارم ببخش
وز غبار موی خود تاتار تاتارم بده
گر بمجلس نیستم درخورد اظهار خمار
رخصت خمیازهٔ ز آنسوی دیدارم بده
ساقی کوثر که تقسیم قدح در دست تست
سوخت مخموری مرا پیمانه سرشارم بده
بلبل بیهوش را بابستر و بالین چکار
میدهی گر تکیه بر دیوار گلزارم بده
سوختم یارب چو «طالب» دیدهام بینور ساز
یا نجات از هایهای گریهٔ زارم بده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.