نزدیک بمرگ از سبب دوری یارم
زین مرگ ضروری چکنم چاره ندارم
بر خاک من ای گل منشین اشک میفشان
کز ضعف نیارست ز زمین خاست غبارم
مخمورچه در میکدهٔ شوق درآئیم
صد دجلهٔ می نشکند آشوب خمارم
زآن سان شدهام مایه ور از گریهٔ افلاک
دامن بفشارند چو مژگان بفشارم
«طالب» منم آن آتش سوزنده که در تاب
صد شعله بود غاشیه بر دوش شرارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.