شورست بخت و من نمکین دوست چون کنم
من مغز خواهم او دهدم پوست چون کنم
آزرده میشوم بخیال عتاب و قهر
مسکین دلم بلطف تو بدخوست چون کنم
حاصل چه زین که روی مرا سوی مقصداست
چون روی طالعم بدگر سوست چون کنم
صید وصال دوست چنان آورم بدام
طالع هژبر و مقصدم آهوست چون کنم
بختم ز سیل حادثه ندهد ره گذار
این رودخانه را پل از آن روست چون کنم
او چشم پوشد از من و سامان کار من
موقوف یک اشارهٔ ابروست چون کنم
«طالب» بترک عشق مرا اختیار نیست
کارم فزون زقوت بازوست چون کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.