بخواب از مار مشکین دوش طوقی در گلو دیدم
شدم بیدار و در گردن کمند زلف او دیدم
با آتش بود تا شب چون کهن کاران سروکارم
ندانم صبحدم روی کدامین شعله خو دیدم
چو در بیهوشیم آمیزش آن گل بیاد آمد
گشودم چشم و خود را در میان رنگ و بو دیدم
زبس درها که در خاک درش بیآب شد طالب
گدای کوی او را تا کمر در آب رو دیدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.