همه از یاد تو کام دل نا شاد دهم
هرچه جز یاد تو بینم همه بر باد دهم
در چمن شاخ گلی نیست که چون بلبل مست
بنشینم نفسی زمزمه را داد دهم
گرچه جعدم نیم آن جعد که از بوالهوسی
کنج ویرانه بصد منزل آباد دهم
چون ز سرو تو کنم یاد خرامی بچمن
ای بسا رنگ خجالت که بشمشاد دهم
ساحران را همه خواهم بفسون سازم جمع
پس بشاگردی آن غمزه باستاد دهم
بخیال مژهٔ چشم تو خواهم همه عمر
بهوس تیز کنم تیغ و بجلاد دهم
«طالب» از علم وفا بیخبری نزد من آی
تا چو طفلان همه حرف و سخنت یاد دهم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.