گل رخسار تو رنگش بقرارست مدام
چمن حسن ترا جوش بهارست مدام
در خم حلقهٔ زلف تو که چشمش مرساد
پای مور نگهم بر دم مارست مدام
نسب سینه بطنبور رسد عاشق را
زانکه با نالهٔ زارش سر و کارست مدام
گر دلم صورت مقصد ننماید چه عجب
زانکه این آینه در زیر غبارست مدام
هرکجا روزنهئی هست کند نوبر نور
روزن غمکدهٔ ماست که تارست مدام
چون بسر خاک نیفشانم از این غبن که عمر
نیست بوی گل و بر باد سوارست مدام
در شبستان غم از یاد رخی «طالب» را
گل خورشید در آغوش و کنارست مدام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.