کو دل که نیش حسرتش از جان برآورم
خارش ز پا بسوزن مژگان برآورم
گوید سپهر آبله دارم بفرق پای
چون تکمه گر سری ز گریبان برآورم
غم سد رخنهٔ جگرم گشته لاجرم
دود دل از مشبک مژگان برآورم
صد صبح سبزچهره بامداد بخت خویش
از چین زلف شام غریبان برآورم
غم شیرخواره لخت دلم در دهان نهاد
چندان امان نداد که دندان برآورم
مورم ولی اگر رسدم فیض تربیت
بال و پری بعهد سلیمان برآورم
بر یاد زلف و روی توگر دست شعله را
در جیب دل برم گل و ریحان برآورم
خاک ره تو حاضر و بازار سرمه گرم
رفتم که چشم سرمه فروشان برآورم
«طالب» زمانه دفتر دعوی نهد بجیب
من ز آستین خرقه چو دیوان برآورم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.