دوش کز معجزهٔ لعل تو گویا گشتم
آنقدر گفتم از آن لب که مسیحا گشتم
شمعگو چهرهٔ ناموس برافروز که من
شعله را چون پر پروانه مهیا گشتم
بسکه پیچیدم از اندیشهٔ موی تو بخویش
بر رخ شاهد غم زلف چلیپا گشتم
غنچهٔ حسن تو بر شاخ نخندید هنوز
همچو گلبن همه تن چشم تمنا گشتم
بر لب اهل خرد ساغر دانش بودم
در دماغ دل خود نشئهٔ سودا گشتم
چشمهئی بودم لب خشکتر از دیدهٔ خویش
کاو کاو مژهئی دیدم و دریا گشتم
گرهی بودم برطرهٔ یوسف ناگاه
قسمت گوشهٔ ابروی زلیخا گشتم
چمن شوخیم از نشئهٔ مستی گل کرد
چون قدح بوسه ربا از لب مینا گشتم
تا چو دل گوهری افتاد بچنگم «طالب»
فارغ از تربیت باقی اعضا گشتم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.