خرم دلی که ناصیه شوید بآب عشق
یا ترکند دماغ بیوی شراب عشق
گفتم برم پناه به بی طاقتی مگر
تمکین حسن کم شود از اضطراب عشق
غافل که در دیار وفا برخلاف رسم
گرمی فزای آتش حسنست آب عشق
تن بیروان و دیده فراهم زبان خموش
جان گرم در مشاهده اینست خواب عشق
«طالب» بنای عافیتت را ثبات نیست
چون میشوی خراب تو باری خراب عشق



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.