گنجور

 
طالب آملی

منم که میدهم آشفتگی بسنبل قرض

کند ز خامشیم نقد ناله بلبل قرض

ز بس بصحبت مرغ چمن گرفتارم

پی خریدن بلبل‌کنم ز راز گل قرض

چراغ کشتهٔ خود را بده کلیم بمن

که آتشی‌کنم از برق نعل دلدل قرض

فغان ز نرگس نوکیسهٔ بتان «طالب»

که میدهند نگاهی بصد تغافل قرض

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی