ناکی چو تمنا هوس آلود شود کس
آن به که چو یأس آتش بیدود شود کس
بیقسمت کام از طلب محض چه حاصل
گیرم همه تن آبله فرسود شود کس
دلباخته را دشمنی سینه ضرورست
چون جورکش مجمر بیعود شود کس
بیبخت هم آغوشی عکسی ندهد روی
گر آینهٔ شاهد مقصود شود کس
غم ناخن دردی زده بر خاطر ورمیست
کز جنبش مژگان جگر اندود شود کس
تن زخم در آغوش و زمین موج زن اشک
کو لغزش پائی که نمکسود شود کس
دور از ره مستی است که باشیون «طالب»
دل در گرو نغمهٔ داود شود کس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.