همیشه تا که ز دیدار گلستان نوروز
به نغمههای خوشآیند بلبلان نوروز
زمان زمان تو بآواز عیش نوروزی
که صدبهار تراود برد از آن نوروز
چهار فصل جهان باد در ملالت و عیش
بدشمنانت محرم بدوستان نوروز
بهر زمان که ز ایام دولتش گذرد
دو عید باد در اطراف و در میان نوروز
چو با زمان تو نوروز خویش را سنجد
بود بهار زمان تو و خزان نوروز
دریغ کاش فریدون در این زمان بودی
که در زمان تو دیدی زمان زمان نوروز
بود جمال تو نوروز ما که در معنی
تو عید اهل دلی عید کودکان نوروز
تو عید اهل زمین و بر آسمان دارند
ز شادمانی عهدت فرشتگان نوروز
شبان ملک توئی مرگ دشمنت عید است
بلی مصیبت گرگ است بر شبان نوروز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.