چو صبح عید قربان حله کافورسان پوشد
زمین ازخون قربانی شفقگون پرنیانپوشد
زعکس خون قربان کشتگان دوست درمیدان
هوا چون پیکر دشمن لباس کشتگانپوشد
درآید روح اسمعیل درتن گوسفندان را
که خونینجامه ازدست مسیحای زمان پوشد
قدح پیمای بزم فتح و نصرت ( میرزاغازی)
که تیغش جامهٔ عیدی زخون دشمنانپوشد
نپوشد پیکر قدرش لباس رسمی گردون
وگر پوشد حریر عزت و دیبای شانپوشد
فلک چون یابدش در خنده روی از صبحدم تابد
زمین چون بیندش درجلوه چشم از آسمانپوشد
بهپیش رای او خورشید در برقع شود زان رو
که عیب جوهر آئینه را آئینهدانپوشد
غزال از چین مژگان ادب تا قندهار آید
که درصحن حریمش کسوت قربانیانپوشد
حجاب گوهر نطقش صفآرایان دعوی را
بزنگار خموشی، جوهر تیغ زبانپوشد
خلاف رسم یاقوت وگهر در قیمت افزاید
چومروارید دندانش لباس از نگپانپوشد
بهر عید از فلک حکمی بمیر آفتاب آید
که او از ماه پوشد جامه، خصمش از کتانپوشد
بعینه نخل طوبی در لباس نور حق بینی
چو سروجامه زیبش سیم سیما پرنیانپوشد
زتیغش زآ نسوی دیوار گلشن فیالمثل عکسی
اگر بر یاسمن افتد لباس ارغوانپوشد
دل دشمن برنگ نافه درتن جوشن خون کرد
شکنج ابروش چون نور مشکین بر کمانپوشد
سزد گر بلبلش آئینه گل پیش رو آرد
چو گل دوزی قبا بر پیکر سروروانپوشد
چو از دریای کف سر برزند نیلوفر تیغش
پرند ارغوانی قیروان تا قیروانپوشد
بمیدانی که رخش جلوهتازد چرخ چوگانی
ز نقش بوسه نعل باد پایش را نشان پوشد
ز سهم روی تیر و تیغ او در بیشهٔ صولت
لباس رعشه چون شیر علم شیرژیان پوشد
گریبان دعا را تکمه آمین ملک زیبد
چو (طالب) خلعت خاص نفس در آسمانپوشد
دعائی میکنم ایدل برافشان دست آمینی
ولی آندم که صبح از نور در سر طیلسانپوشد
الهی نخل پیرای سعادت جامه عیدی
بر آن شاخ گل از دیبای عمر جاودانپوشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.