گنجور

نظام قاری » دیوان البسه » قصاید » شمارهٔ ۶ - در میدان آمدن و حرب کردن

 

یکی ز لشکر موئینه تیغ تیز بکف

سنانش سوزن و انگشتوانه اش مغفر

نبرد از سپه بندقی و کتان خواست

بهادری قرمی ازکمینه جست بدر

زپیشک کله جبه او یکی ناچخ

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۹ - شیخ سعدی فرماید

 

صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست

بر خوردن از درخت امید وصال دوست

افزون زرخت نو شده حسن و جمال دوست

از زیور وزرست زیادت کمال دوست

رخت به گزیده و والای سیبکی

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۱۰ - شیخ سعدی فرماید

 

کس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست

هیچ بازار چنین گرم چو بازار تو نیست

کیست ای مویند درزی که هوا دار تو نیست

هیچ بازار چنین گرم چه بازار تونیست

یلمه صوف مشو بسته بند والا

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۱۲ - خواجه حافظ فرماید

 

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

به قصد جان من زار ناتوان انداخت

مرا اگر چه ببسترلت کتان انداخت

ز روی صوف نظر بر نمیتوان انداخت

زخرمی که در آمد بسایه فرجی

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نیر کرمانی فرماید

 

سرو بالای تو سر تا پا خوش است

راستی آن قامت زیبا خوش است

قد صوف سبز سرتا پا خوش است

وان بزکتان ببریک لاخوش است

هر که میگیرد دلارامی ببر

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۱۶ - سید نعمت الله فرماید

 

دل ندارد هر که او را درد نیست

وانکه این دردش نباشد مرد نیست

جامه بیچاک صاحبدرد نیست

غیر یکتائی بپوشش فرد نیست

از گل بستان چو نازی پیش ما

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۱۷ - وله فی هذا الوزن قدس الله روحه

 

خوشتر از حمام و رخت پاک نیست

کهنه گر باشد لباست باک نیست

هر که در بر جامه خود میدرد

در حقیقت صاحب ادراک نیست

از همه رختی ببرمیکن مله

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۲۱ - شیخ سعدی فرماید

 

روز وصلم قرار دیدن نیست

شب هجرانم آرمیدن نیست

چون زرم بهر نوخریدن نیست

چاره جز کهنه را دریدن نیست

یک تن بی لحاف و زیر افکن

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۲۲ - خواجه عماد فقیه فرماید

 

کسی بحضرت او ره نبرد وتنها نیست

جدانگشت زمانی زما و بی ما نیست

بحسن اطلس چرخی سپهر والانیست

مثال تافته خورشید عالم آرا نیست

ببقچه منگر کوتهی شد از والا

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۲۶ - شیخ سعدی فرماید

 

این باد روح پرور ازان کوی دلبرست

وین آب زندکانی ازان حوض کوثرست

چشمم زروی بند در ایدل منور است

وزبوی عنبرینه دماغمم معطرست

کمخاچه حاجتست برو پیچک طلا

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۲۷ - سلمان ساوجی فرماید

 

هر دل که در هوای جمالش مجال یافت

عنقای همتش دو جهان زیر بال یافت

بر چتر مرغ قبه زر تا مجال یافت

قاف قطیفه شهپر او زیر بال یافت

خوش وقت آن سجیف که او بر کنار رخت

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۲۸ - خواجه حافظ فرماید

 

دل سرا پرده محبت اوست

دیده آئینه دار طلعت اوست

شمله کین عزتم زدولت اوست

گردنم زیر بار منت اوست

جان هوادار وصل خرگاهست

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۳۱ - من نوادر افکاره

 

عقلم بخیاط میکرد کنگاج

در رخت صوفی دامانش قیغاج

بند قبا تیر پیکانست دگمه

سوزن چو ناوک رختست آماج

از پادر آمد از دست شد دل

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۳۴ - شیخ سعدی فرماید

 

جان من جان من فدای تو باد

هیچت از دوستان نیاید یاد

صد عرقچین فدای طایقه باد

هیچ از قالبش نیاید یاد

چشم عین البقر بقد خیاط

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۴۰ - مولانا ظهیر الدین فاریابی فرماید

 

دوش چون زلف شب بشانه زدند

رقم کفر بر زمانه زدند

ریشه شده را بشانه زدند

رقم کفر بر زمانه زدند

نوبت جامه خواب را بسحر

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۴۱ - خواجه صدر الدین جوهری فرماید

 

دعوی حسن برخسار تومه کرد نکرد

با رخت کس سوی خورشید نگه کرد نکرد

نسبت چتر شهی عقل بمه کرد نکرد

دیده زان سایه بخورشید نگه کرد نکرد

چهره شاهد والا بجز از مشک و غداد

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۴۲ - خواجه حافظ فرماید

 

گوهر مخزن اسرار همانست که بود

حقه مهر بدان مهرو نشانست که بود

جوهر صوف و سقرلاط همانست که بود

ارمک و خاص بدان مهر و نشانست که بود

کیسه اطلس پر گرد عبیر و عنبر

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۴۳ - امینی فرماید

 

گره زطره عنبرفشان کشید و گشاد

هزار نافه صبا در میان کشید و گشاد

زبغچه بند دلم چون روان کشید و کشاد

زرختها بخود اول کتان کشید و کشاد

زکیسهای گریبان و یقهای بناف

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۴۹ - خواجه حافظ فرماید

 

صوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد

بنیاد مگر با فلک حقه باز کرد

خرم تنی که گوی شب از جامه باز کرد

پارا بنرمدست نهالی دراز کرد

با انکه یکدرم نتوان بست اندرو

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۵۳ - مولانا حافظ فرماید

 

دل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد

که چو سر و پای بندست و چو لاله داغ دارد

دل ما بوصل ارمک زقبا فراغ دارد

که بدگمه پای بندست وز درز داغ دارد

شده ام بجیب اطلس شب عنبرینه گمره

[...]

نظام قاری
 
 
۱
۲
۳
۱۱