گنجور

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۴۷

 

یک روز بپرسید منوچهر ز سالارکاندر همه عالم چه به ای سام نریمان
او داد جوابش که در این عالم فانیگفتار حکیمان به و کردار ندیمان


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۶

 

ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمانجان داده بر نرگس مست تو حکیمان
دست ازطلبت باز نگیرم که بشمشیرکوته نشود دست فقیران ز کریمان
گر دولت وصلت بزر و سیم برآیدکی دست دهد آرزوی بی زر و سیمان
باری اگرش شربت آبی نچشانندراهی بمسافر بنمایند مقیمان
از هر چه فلک می‌دهدت بگذر و بگذارعاقل متنفر بود از خوان لئیمان
با […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی