گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰۲

 

دل پیش نظر گیر سر و برگ نمو ‌کن

گر مایل نازی سوی این آینه روکن

شایستهٔ تسلیم یقین سجدهٔ‌کس نیست

ای ننگ عبادت عرقی چند وضوکن

تا چشم هوس هرزه نخندد مژه بربند

در جوهر این آینه چاکی‌ست‌، رفوکن

منظور وفا گر بود امداد ضعیفان

با سبزه خطابی‌که‌کنی از لب جو کن

صد طبلهٔ عطار شکسته‌ست در این دشت

هر خاک‌که بینی نم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی