گنجور

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۸

 

از شیشه نه می در دل مخمور فرو ریخت
انوار تجلی‌ست که بر طور فرو ریخت
گلچین چمن دامن گل را ز خجالت
چون دید گل روی تو از دور، فرو ریخت
در باغ جهان آبله‌های کف دهقان
چون قطره می از دل انگور فرو ریخت
صافش همه در شیشه ما کرد محبت
آن دُرد که در ساغر منصور فرو ریخت
چون لاله […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » مطالع و متفرقات » شمارهٔ ۹

 

تا اشک تو بر عارض پرنور فرو ریخت
از رشک گلت آب رخ حور فرو ریخت


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی