گنجور

وحدت کرمانشاهی » غزلیات » شمارهٔ ۶

 

بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را
هرگز نتوان دید جمال احدی را
با خود نظری داشت که بر لوح قلم زد
کلک ازلی نقش جمال ابدی را
جان‌ها فلکی گردد، اگر این تن خاکی
بیرون کند از خود صفت دیو و ددی را
در رقص درآید فلک از زمزمه عشق
چونان که شتر بشنود آهنگ هدی را
ما از کتب عشق […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحدت کرمانشاهی