گنجور

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶۹۳

 

از عشق تبرا چه کنم چون نتوانم
با عقل تولا چه کنم چون نتوانم
از درد تو داغی ست کهن بر دل ریشم
تدبیر مداوا چه کنم چون نتوانم
از نازکی خوی تو خواهم که ز رویت
پوشم نظر اما چه کنم چون نتوانم
هر چند که بگذشت ز حد وعده وصلت
آهنگ تقاضا چه کنم چون نتوانم
خاریم شکسته ست به پا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی