گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۱

 

ما درس سحر در ره میخانه نهادیممحصول دعا در ره جانانه نهادیم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتشاین داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
سلطان ازل گنج غم عشق به ما دادتا روی در این منزل ویرانه نهادیم
در دل ندهم ره پس از این مهر بتان رامهر لب او بر در این خانه نهادیم
در خرقه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ