گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶

 

ترک عجمی کاکل ترکانه برانداختاز خانه برون آمد و صد خانه برانداخت
در حلق دل شیفته شد حلقه به شوخیهر موی که زلفش ز سرشانه برانداخت
آه از جگر صورت دیوار برآمدچون عکس رخ خویش به کاشانه برانداخت
شوق لب چون جام عقیقش ز لطافتخون از دهن ساغر و پیمانه برانداخت
فریاد! که چشمم ز فراق لب لعلشمانندهٔ دریا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی