گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۳

 

هندوی مرا کشتن ترکانه ببیند
زو سینه من چون بت و بت خانه ببینید
گه خشم و گهی عشوه و گه شوخی و گه ناز
بدمستی آن نرگس مستانه ببینید
آباد بر آن بت، نکنم زو گله، لیکن
لب تا جگرم زو همه پروانه ببینید
خونهاست گره بسته به چشم من ازان خاک
این خوشه برم می دهد، آن دانه ببینید
ای سیمبرانی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی