گنجور

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸

 

اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست
مستان شده‌اند و هیچ می پیدا نیست
مردان رهش ز خویش پوشیده روند
زان بر سر کوی عشق پی پیدا نیست


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی