گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۷

 

چون نیست مقام ما در این دهر مقیمپس بی می و معشوق خطائیست عظیم
تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیمچون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹

 

دشمن به غلط گفت که من فلسفیمایزد داند که آنچه او گفت نیم
لیکن چو در این غم آشیان آمده‌امآخر کم از آنکه من بدانم که کیم


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۳

 

چون نبست مقام ما درین دهر مُقیم،
پس بی می و معشوق خطایی است عظیم.
تا کی ز قدیم و مُحْدَث امّیدم و بیم؟
چون من رفتم، جهان چه مُحْدَث چه قدیم.


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶۱

 

ای دل ز جهانپان چرا داری بیمحق محسن و منعم و کریمست و رحیم
تیر کرمش ز شصت احسان قدیمدر حاجت بنده میکند موی دو نیم


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۰۲

 

تا پردهٔ عاشقانه بشناخته‌ایماز روی طرب پرده برانداختیم
با مطرب عشق چنگ خود در زده‌ایمهمچون دف و نای هردو در ساخته‌ایم


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۶۲

 

عشق از بنه بی‌بنست و بحریست عظیمدریای معلق است و اسرار قدیم
جانها همه غرقه‌اند در بحر مقیمیک قطره از او امید و باقی همه بیم


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۶۱

 

نی از پی کسب سوی بازار شویمنی چون دهقان خوشهٔ گندم درویم
نی از پی وقف بندهٔ وقف شویمما وقف تو ما وقف تو ما وقف توایم


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۶۹

 

هوش عاشق کجا بود سوی نسیمهوش عاقل کجا بود با زر و سیم
جای گلها کجا بود باغ و نعیمجای هیزم کجا بود قعر جحیم


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۹

 

ای روی تو پاکیزه‌تر از کف کلیم
آنرا مانی که کرد احمد به دو نیم
تا آن رخ یوسفی به ما بنمودی
ما بر سر آتشیم چون ابراهیم


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۰

 

قائم به خودی از آن شب و روز مقیم
بیمت ز سمومست و امیدت به نسیم
با ما نه ز آب و آتشت باشد بیم
چون سایه شدی ترا چه جیحون چه جحیم


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۸

 

ای سایهٔ آنک ملک او هست قدیمتا چند از این ملک چو گوزی بدونیم
یک رویه کن این کار که سهلست و سلیمملکست نه بازیچه، والملک عقیم


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۹

 

شکر ایزد را که خسرو هفت اقلیمآن شاه مبارک قدم آن ذات کریم
از آتش فتنه بر کران شد چو خلیلوز آب خطر به ساحل آمد چو کلیم


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳۰

 

در موج خطر مرفهی همچو کلیموز آتش فتنه شاد چون ابراهیم
ای مفخر آنکه ماه کردی به دو نیممعصومان را از آتش و آب چه بیم


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷۷

 

دارم ز خدا خواهش جنات نعیم
زاهد به ثواب و من به امید عظیم
من دست تهی میروم او تحفه به دست
تا زین دو کدام خوش کند طبع کریم


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷۸

 

دی تازه گلی ز گلشن آورد نسیم
کز نکهت آن مشام جان یافت شمیم
نی نی غلطم که صفحه‌ای بود از سیم
مشکین رقمش معطر از خلق کریم


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷۹

 

ما بین دو عین یار از نون تا میم
بینی الفی کشیده بر صفحهٔ سیم
نی نی غلطم که از کمال اعجاز
انگشت نبیست کرده مه را بدو نیم


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۴

 

دارد ز خدا خواهش جنات نعیم
زاهد به ثواب و من به امید عظیم
من دست تهی میروم او تحفه به دست
تا زین دو کدام خوش کند طبع کریم


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱۷

 

جوهر آبست و گوهرش دُر یتیم
دریاب بیان ما که سریست عظیم
موج است و حباب نزد ما هر دو یکی
بگذر ز دوئی یکی مسازش به دو نیم


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۳۴

 

نه مرد سجاده‌ایم و نه مرد کَلیم
ما مرد می‌ایم در خرابات مقیم
قاضی نخورد می که از آن دارد بیم
دُردی خرابات به از مال یتیم


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۷

 

دنیا چو رباط و ما در او مهمانیم
تا ظن نبری که ما در او می‌مانیم
در هر دو جهان خدای می‌ماند و بس
باقی همه کل من علیها فان‌ایم


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی
 

ظهیر فاریابی » رباعیات » شمارهٔ ۷۳

 

می خواهم و مطرب و دلارام و ندیم
این است طبیعت من از چرخ مقیم
من می نخورم خوش نزیم، پس چکنم؟
دنیا گذران است و خداوند کریم


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی