گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۲

 

افسوس که سرمایه ز کف بیرون شدوز دست اجل بسی جگرها خون شد
کس نامد از آن جهان که پرسم از ویکاحوال مسافران دنیا چون شد


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۳۶

 

افسوس که سرمایه ز کَف بیرون شد،
در پایِ اَجَل بسی جگرها خون شد!
کس نامد از آن جهان که پرسم از وی:
کاحوالِ مسافرانِ دنیا چون شد.


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

عطار » مختارنامه » باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا » شمارهٔ ۴۹

 

جانا ز غم عشق تو جانم خون شد

هر دم ز تو دردی دگرم افزون شد

زان روز که دل جان و جهان خواند ترا

جان بر تو فشاند و از جهان بیرون شد


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم » شمارهٔ ۱۷

 

هر دل که نه در زمانه روز افزون شد

نتوان گفتن که حال آن دل چون شد

بس عقل، که بی پرورش دایهٔ فکر

طفل آمد و طفل از جهان بیرون شد


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد » شمارهٔ ۵۳

 

هر لحظه مرا چو شمع سوز افزون شد

وز گریه کنارم چو شفق پُر خون شد

در عشق کسی درست آید که چو شمع

از پای درآمد و به سر بیرون شد


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب پنجاهم: در ختم كتاب » شمارهٔ ۴۷

 

عطار به درد از جهان بیرون شد

در خاک فتاد و با دلی پُر خون شد

زان پس که چنان بود چنین اکنون شد

گویای جهان بدین خموشی چون شد


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۷۱

 

گر نعمت دشمنت ز حد بیرون شد
بنگر که به عاقبت ز محنت چون شد
از قارون‌ گر به مال و گنج افزون شد
در زیر زمین نهفته چون قارون شد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۲۵۴

 

گویند که دستش ز حنا گلگون شد
نی نی ز حنا نیست، بگویم چون شد
چون شانه به زلف خویش دستی می‌زد
ناخن به دلم زد و کفش پرخون شد


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۳۸

 

گفتی که سرشکت ز چه معنی خون شد
خون نیست ولی با تو بگویم چون شد
در دیده من خیال رخسار تو بود
اشکم چو گذر کرد برو گلگون شد


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی