گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰

 

از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۸

 

دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود
غم خوردن بیهوده نمیدارد سود
پر کن قدح می به کفم درنه زود
تا باز خورم که بودنیها همه بود


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۲

 

آورد به اِضطرارم اوّل به وجود،
جز حیرتم از حیات چیزی نفزود،
رفتیم به اِکراه و ندانیم چه بود
زین آمدن و بودن و رفتن مقصود!


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۳

 

از آمدنم نبود گردون را سود،
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود؛
وز هیچ‌کسی نیز دو گوشم نشنود،
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود!


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳۰

 

اکنون که رخت جان جهانی بربوددر خانه نشستنت کجا دارد سود
آن روز که مه شدی نمیدانستیکانگشت نمای عالمی خواهی بود


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸۱

 

برقی که ز میغ آن جهان روی نمودچون سوخته‌ای نیست کرا دارد سود
از هر دو جهان سوخته‌ای میبایستکان برق که می‌جهد در او گیرد زود


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۹۷

 

دل دوش در این عشق حریف ما بودشب تا به سحرگاه نخفت و ناسود
چون صبح دمید سوی تو آمد زودبا چهرهٔ زرد و دیدهٔ خون‌آلود


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۲۴

 

ز اول که مرا عشق نگارم بربودهمسایهٔ من ز نالهٔ من نغنود
اکنون کم شد ناله عشقم بفزودآتش چو هوا گرفت کم گردد دود


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴۳

 

شب رفت کجا رفت همانجای که بودتا خانه رود باز یقین هر موجود
ای شب چو روی بدان مقام موعوداز من برسان که آن فلانی چون بود


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۷۸

 

کامل صفتی راه فنا می‌پیمودچون باد گذر کرد ز دریای وجود
یک موی ز هست او بر او باقی بودآن موی به چشم فقر زنار نمود


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۷

 

با دوست به گرمابه درم خلوت بود
وانروی گلینش گل حمام آلود
گفتا دگر این روی کسی دارد دوست؟
گفتم به گل آفتاب نتوان اندود


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴

 

آن گل که هنوز نو به دست آمده بود
نشکفته تمام باد قهرش بربود
بیچاره بسی امید در خاطر داشت
امید دراز و عمر کوتاه چه سود؟


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵

 

افسوس بر آن دل که سماعش نربود
سنگست و حدیث عشق با سنگ چه سود؟
بیگانه ز عشق را حرامست سماع
زیرا که نیاید به جز از سوخته دود


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

عطار » مختارنامه » باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است » شمارهٔ ۳۵

 

در عشق مرا چون عدم محض فزود

از هستی خویشم عدم محض ربود

چون جان و دلم در عدم محض غنود

کونین مرا چون عدم محض نمود


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا » شمارهٔ ۸

 

فانی شده، تا بود، مشوّش نشود

باقی به وجود جز در آتش نرود

چون اصلِ وجودِ کلِّ عالم عدم است

هرکو به وجود خوش شود خوش نبود


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه » شمارهٔ ۱۸

 

چون شمعِ جمال خود به پروانه نمود

پروانه ز شوقِ او فرود آمد زود

شمعش گفتا: چه بود گفت: آمدهام

تا جمله تو باشم و نمییارم بود


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸

 

زلف تو بنفشه ار غلامی فرمود
زین روی بنفشه حلقه درگوش نمود
در باغ بنفشه را شرف زان افزود
کو حلقه به گوش زلف تو خواهد بود


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹

 

چون نامهٔ تو نزد من آمد شب بود
برخواندم و زو شبی دگر کردم سود
پس نور معانی تو سر بر زد زود
اندر دو شبم هزار خورشید نمود


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۰

 

ای بت علم سیه ز شب صبح ربود
برخیز و می صبوحی اندر ده زود
بردار ز خواب نرگس خون‌آلود
برخیز که خفتنت بسی خواهد بود


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷

 

چشم تو در آیینه به چشم تو نمودبر چشم تو فتنه گشت هم چشم تو زود
چشم خوش تو چشم ترا کرد به چشمپس آفت چشم تو هم از چشم تو بود


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸

 

گفت آنکه مرا ره سلامت بنمودکان بت نکند وفا و برگردد زود
دی آن همه گفتها یقین گشت و نبودوامروز نداردم پشیمانی سود


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۹

 

دستت به سخا چون ید بیضا بنموداز جود تو در جهان جهانی بفزود
کس چون تو سخی نه هست نه خواهد بودگو قافیه دال شو زهی عالم جود


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۰

 

با دل گفتم که عشق چون روی نموددر دامن صبر چنگ محکم کن زود
دل گفت مرا که برتو باید بخشودگر معتمد صبر تو من خواهم بود


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۴

 

گندم گونی که همچو کاهم بربودنه مهر ز من خورد و نه خود مهر نمود
از غصهٔ ما به ارزنی باک نداشتیک جو نظری به جانب ماش نبود


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶۷

 

اول رخ خود به ما نبایست نمود
تا آتش ما جای دگر گردد دود
اکنون که نمودی و ربودی دل ما
ناچار ترا دلبر ما باید بود


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶۸

 

اول که مرا عشق نگارم بربود
همسایهٔ من ز نالهٔ من نغنود
واکنون کم شد ناله چو دردم بفزود
آتش چو همه گرفت کم گردد دود


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶۹

 

رفتم به کلیسیای ترسا و یهود
دیدم همه با یاد تو در گفت و شنود
با یاد وصال تو به بتخانه شدم
تسبیح بتان زمزمه ذکر تو بود


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۰

 

ز اول ره عشق تو مرا سهل نمود
پنداشت رسد به منزل وصل تو زود
گامی دو سه رفت و راه را دریا دید
چون پای درون نهاد موجش بربود


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴

 

ای بی تو چو هم دم به من خسته نموده
آیینه که بینم این تن غم فرسود
آمد به نظر خیالی اما آن نیز
چون نیک نمود جز خیال تو نبود


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵

 

آن خسرو فرهاد لقب کز ره جود
هر ساتل به من تفقدی می‌فرمود
بی‌لطفیش امسال اگر وزن کنم
هم سنگ به کوه بیستون خواهد بود


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰

 

چون قسم تو آنچه عدل قسمت فرمود،
یک ذره نه کم شود نه خواهد افزود،
آسوده ز هر چه نیست می‌باید زیست
و آزاد ز هر چه هست می‌باید بود


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۹۵

 

ای ملک غمت هر چه فرازست و فرود
وز تیغ تو چاک صبر را جوش وجود
آن خال سیه نیست که از لطف جبین
جای گرهٔ زلف تو گردیده کبود


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۱

 

از هستی خود چو بی خبر خواهم بود
این جا بُدنم هیچ نمی دارد سود
زین مزبله زود رخت بر باید بست
وز ننگ وجود تا عدم رفتن زود


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی
 

باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۲

 

ای ذات تو در دو کون مقصود وجود
نام تو محمد و مقامت محمود
دل بر لب دریای شفاعت بستم
زان روی روان می کنم از دیده دو رود


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی