گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴۷

 

شیرین سخنی در دل ما میخنددبر خسرو شیرین سخنی می‌بندد
گه تند کند مرا و او رام شودگه رام کند مرا و او می‌تندد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۱۱

 

ماهی که کمر گرد قمر می‌بنددغمگینم از اینکه خوشدلم نپسندد
چون بیندم او که من چین گریانمپنهان پنهان شکر شکر میخندد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵۰

 

هر کو بگشاده گرهی می‌بنددبر حال خود و حال جهان میخندد
گویند سخن ز وصل و هجران آخرچیزیکه جدا نگشت چون پیوندد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۶۲

 

یاریکه مرا در غم خود می‌بنددغمگینم از آنکه خوشدلم نپسندد
چون بیند او مرا که من غمگینمپنهان پنهان شکر شکر می‌خندد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰

 

نه هر که زمانه کار او دربندد
فریاد و جزع بر آسمان پیوندد
بسیار کسا که اندرونش چون رعد
می‌نالد و چون برق لبش می‌خندد


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی