گنجور

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۵

 

صد شکر که عاقبت سر آمد غم دل

کرد آنکه دلم ریش شد او مرهم دل

شد دوزخ من بهشت اندوه و نشاط

بگرفت سپاه خرمی عالم دل

آمد سحری بدل سرافیل سروش

صوری بدمید سور شد ماتم دل

یکچند اگر دیو هوا داشت رسید

آخر بسلیمان خرد خاتم دل

کوهی شده بود از احد سنگین‌تر

از بس که نشسته بود بر هم غم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی