گنجور

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۰

 

نقاش ازل کان خط مشکین رقم اوست
یارب چه رقم های عجب در قلم اوست
خاک قدم دوست شدم نیست کسی را
آن عیش که امروز مرا در قدم اوست
بیرون بود از سلسله اهل ارادت
هر دل که نه در طره پر پیچ و خم اوست
تن گر چه به صد مرحله دور است ز کعبه
جان طوف کنان گرد حریم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۲

 

می ده که دل ریش مرا مرهم اوست
سودازدگان عشق را همدم اوست
پیش دل من خاک یکی جرعه بهست
از چرخ که کاسۀ سر عالم اوست


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل