گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۳۷

 

و هو معکم از او خبر می‌آیددر سینه از این خبر شرر می‌آید
زانی ناخوش که خویش نشناخته‌ایچون بشناسی دگرچه در می‌آید


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۶

 

امشب نه بیاض روز برمی‌آید
نه نالهٔ مرغان سحر می‌آید
بیدار همه شب و نظر بر سر کوه
تا صبح کی از سنگ به در می‌آید


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۶۱

 

امروز بتم طرز دگر می‌آید
بر هم زده طورم به نظر می‌آید
گویا سر ره گرفته بودش خاری
کز غنچه، گلم گرفته‌تر می‌آید


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۶۲

 

روزی که به صد شبم سحر می‌آید
آن هم ز شب تیره، بتر می‌آید
شب رفت و نشد روشنی صبح پدید
خورشید مگر گرفته برمی‌آید


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی