گنجور

عطار » مختارنامه » باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر » شمارهٔ ۵۳

 

هرگز ره دین براستی نسپردیم

هرگز به مراد دل دمی نشمردیم

دردا که زغفلت شبانروزی خویش

رفتیم وبسی خصم و خصومت بردیم


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد » شمارهٔ ۷۶

 

هم عمر به بوی تو به آخر بردیم

هم لوح دل ازنقش جهان بستردیم

ز امید وصال و بیم هجرت هر روز

صد بار بزیستیم و صد ره مردیم


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳۳

 

دی یک دو قدح شراب صافی خوردیمبا همنفسی شبی به روز آوردیم
امروز چنان شد که به ناچار دو دستدر گردن درد و رنج و هجران کردیم


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری