گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۲۷

 

ای دل تو اگر هزار دلبر داریشرط آن نبود که دل ز ما برداری
گر دل داری که دل ز ما برداریاز یار نوت مباد برخورداری


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع » شمارهٔ ۶۶

 

شمع آمد و گفت: دامنی تر داری

زیرا که نه رهرُوی نه رهبر داری

من هر ساعت سری دگر در بازم

تو ره نبری به سر که یک سر داری


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۵۴

 

گیرم که هزار مصحف از برداری
با آن چه کنی که نفس کافر داری
سر را به زمین چه می نهی بهر نماز
آنرا به زمین بنه که بر سر داری


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۶۴

 

در بر ملکا دل توانگر داری
دریای محیط است‌که در بر داری
تا برکف جام و بر سر افسر داری
مه بر کف و آفتاب بر سر داری


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی