گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۷

 

از کفر و ز اسلام برون صحرائیستما را به میان آن فضا سودائیست
عارف چو بدان رسید سر را بنهدنه کفر و نه اسلام و نه آنجا جائیست


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۵

 

بیرون ز جهان کفر و ایمان جائیستکانجا نه مقام هر تر و رعنائیست
جان باید داد و دل بشکرانهٔ جانآنرا که تمنای چنین مأوائیست


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد » شمارهٔ ۸

 

چون هم نفسِ همه کسی هر جاییست

پس هم نفست خموشی و تنهاییست

در صدق ز صبح نیستی روشنتر

اول که نفس زند دوم رسواییست


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۷

 

ای دیده نظر کن اگرت بیناییست
در کار جهان که سر به سر سوداییست
در گوشهٔ خلوت و قناعت بنشین
تنها خو کن که عافیت تنهاییست


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱

 

چیزی که به گل داده خدا زیبائیست
وان نیز که داده سرور ار عنائیست
اما به تو آن چه داده از پا تا سر
اسباب یگانگی و بی‌همتائیست


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۱۵۳

 

ای در حق من وصل ترارایی ست
وی در ره من عزم تراپایی ست
خوی تو چو روزگار بادستی سخت
عهد تو چو پای عمر بر جایی ست


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل