گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۳۵

 

گفتم صنما مگر که جانان منیاکنون که همی نظر کنم جان منی
مرتد گردم گر ز تو من برگردیای جان جهان تو کفر و ایمان منی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۵۰

 

ماه آمد پیش او که تو جان منیگفتش که تو کمترین غلامان منی
هر چند بدان جمع تکبر می‌کردمی‌داشت طمع که گویمش آن منی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۲

 

امروز به خشک جان تو مهمان منی
جان پیش کشم چرا که جانان منی
پیشت به دمی ز درد تو خواهم مرد
دردت بکشم بیا که درمان منی


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۰

 

گفتم که: اگر چه آفت جان منی
جان پیش کشم تو را، که جانان منی
گفتا که: اگر بندهٔ فرمان منی
آن دگران مباش، چون زآن منی


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۹۵

 

جان منی ای نگار و سلطان منی
سلطان منی ولی به فرمان منی
هم سرو و روان هم مه تابان منی
کوتاه کنم حدیث جانان منی


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی