گنجور

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۱

 

این اسب قلندری نه هر کس تازد
وین مهرهٔ نیستی نه هر کس بازد
مردی باید که جان برون اندازد
چون جان بشود عشق ترا جان سازد


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۶

 

رایت که جهان به پشت پای اندازداز مسند و استناد او کی نازد
توپای به خاک برنه‌ای صدر جهانتا چرخ ازو مسند ملکی سازد


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱۸

 

من صرفه برم که بر صفم اعدا زد
مشتی خاک لطمه بر دریا زد
ما تیغ برهنه‌ایم در دست قضا
شد کشته هر آنکه خویش را بر ما زد


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰

 

خواهمچو جزا طرح عقاب اندازد
جرم دو جهان به جرم من ضم سازد
تا عفو که چشم کائناتست بر آن
چشم از همه پوشیده به من پردازد


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

کسایی » رباعیها » تیغ خورشید

 

گر در عمری شبی به ما پردازد
وین جان به لب رسیده را بنوازد
لب بر لب او نهشته ، ناگه خورشید
با تیغ کشیده بر سر ما تازد


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱

 

سازنده اگرچه ساز نیکو سازد
اما بی ساز ساز چون بنوازد
من آینه ام که می نمایم او را
او خالق من که او مرا می سازد


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۵

 

هر لحظه فلک بهانه یی آغازد
تا از پی من درد دلی بر سازد
زین پس من و عیش خوش که از کیسۀ عمر
زین بیش بخرج غم نمی پردازد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل