گنجور

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۷۱

 

از رنج و ملال ما چه فریاد کنیآن به که به شکر وصل را شاد کنی
از ما چه گریزی و چرا داد کنیزان ترس که وصل را بسی یاد کنی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۰۷

 

ای باده تو باشی که همه داد کنیصد بنده به یک صبوح آزاد کنی
چشمم به تو روشنست همچون خورشیدهم در تو گریزم که توام شاد کنی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولانا
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۹

 

در مجلس باده گر مرا یاد کنی
غمگین دل من به یاد خود شاد کنی
بیداد به یکسو نهی و داد کنی
وز بندگی و محنتم آزاد کنی


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۹۱

 

خواهی چو خلیل کعبه بنیاد کنی
و آنرا به نماز و طاعت آباد کنی
روزی دو هزار بنده آزاد کنی
به زان نبود که خاطری شاد کنی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۹۲

 

گر زانکه هزار کعبه آزاد کنی
به زان نبود که خاطری شاد کنی
گر بنده کنی ز لطف آزادی را
بهتر که هزار بنده آباد کنی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۷

 

جانا چه بود که خاطری شاد کنی
وز لطف، دل خرابی آباد کنی
مرگی نبود غیر فراموشی تو
در خاک شوم زنده، گرم یاد کنی


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی