گنجور

عطار » مختارنامه » باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان » شمارهٔ ۳۴

 

جانا! ز غم عشق تو فریاد مرا

کز عشق تو جز دریغ نگشاد مرا

هر ذرّه اگر گره گشایی گردد

حل کی شود این واقعه کافتاد مرا


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

حکیم نزاری » رباعیات » شمارهٔ ۴

 

من با که بگویم که چه افتاد مرا
بازم چه لطیف و چست بر داد مرا
در بندگی خویشتنم نپذیرفت
و آنگاه ز جمله کرد آزاد مرا


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۸

 

چون منصب عاشقی فلک داد مرا
شد دنیی و عقبی همه از یاد مرا
افتاده ز کار دو جهان است دلم
زان روز که کار با تو افتاد مرا


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۹

 

از بی‌هنری‌ست اینقدر داد مرا
کز قید هنر نکرد آزاد مرا
چون تیغ چه سان کنم نهان جوهر خویش؟
چون بخیه به روی کار افتاد مرا


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی