گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۲

 

کس مشکل اسرار اجل را نگشادکس یک قدم از دایره بیرون ننهاد
من می‌نگرم ز مبتدی تا استادعجز است به دست هر که از مادر زاد


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴۵

 

ای از قدمت خاک زمین خرم و شادشد حامله از شادی و صد غنچه بزاد
زین غلغله‌ای فتاد در انجم و چرخدر غلغله چشم ماه بر نجم فتاد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵۴

 

ای دوست مگو تو بنده‌ای یا آزادبنده که خرد برای زشتی و فساد
ای دست برآورده ترا دست که دادبگزار مراد خویش کاوراست مراد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰۹

 

تا گوهر جان در این طبایع افتادهمسایه شدند با وی این چار فساد
زان گور بدان گور از آن رنگ گرفتهمسایهٔ بدخدای کس را ندهاد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱۱

 

نایی ببرید از نیستان استادبا نه سوراخ و آدمش نام نهاد
ای نی تو از این لب آمدی در فریادآن لب را بین که این لبت را دم داد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۴۸

 

خوابم ز خیال روی تو پشت بدادوز تو ز خیال تو همی خواهم داد
خوابم بشد ودست بدامان تو زدخوابم خود مرد چون خیال تو بزاد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۶۱

 

عشق آن باشد که خلق را دارد شادعشق آن باشد که داد شادیها داد
زاده است مرا مادر عشق از اولصد رحمت و آفرین بر آن مادر باد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰

 

روی تو به فال دارم ای حور نژاد
زیرا که بدو بوسه همی نتوان داد
فرخنده کسی که فال گیرد ز رخت
تا لاجرم از محنت و غم باشد شاد


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹

 

دادار که بر ما در قسمت بگشاد
بنیاد جهان چنانکه بایست نهاد
آن که نداد از سببی خالی نیست
دانست سرو به خر نمی‌باید داد


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۲

 

گردی که ز دیوار تو برباید باد
جز در چشمم از آن نشان نتوان داد
ای در غم تو طبع خردمندان شاد
هر کو به تو شاد نیست شادیش مباد


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵

 

آن را شایی که باشم از عشق تو شاد
و آن را شایم که از منت ناید یاد
با این همه چشم زخم ای حورنژاد
در راه تو بنده با خود و بی خود باد


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶

 

آن به که کنم یاد تو ای حور نژاد
و آن به که نیارم از جفاهای تو یاد
گر چه به خیال تست بیهوده و باد
بیهوده ترا به باد نتوانم داد


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

وحشی » گزیده اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸

 

جرم است سراپای من خاک نهاد
لیکن بودم به عفو او خاطر شاد
ای وای اگر عفو نباشد ، ای وای
فریاد اگر جرم نبخشد ، فریاد


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۰

 

کو آنکه به پرهیز و به توفیق و سداد
هم باقر بود هم رضا هم سجاد
از بهر عیار دانش اکنون به بلاد
کو صیرفی و کو محک و کو نقاد


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۲

 

تا چشم رهی چشم تو را چشمک داد
از چشمهٔ چشم من دو صد چشمه گشاد
هرچشم که از چشم بدش چشم رسید
در چشمهٔ چشم تو چنان چشم مباد


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۲

 

از چرخ که کامی به مرادم ننهادوز بخت که بندی ز امیدم نگشاد
پیروز شه طغان تکین دادم دادپیروز شه طغان تکین باقی باد


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۳

 

دادم به امید روزگاری بر بادنابوده ز روزگار خود روزی شاد
زان می‌ترسم که روزگارم نبودچونان که ز روزگار بستانم داد


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۴

 

جوهر که ز ایزدش همی نامد یادوز مرتبه آفتاب را بار نداد
از مرگ به یک تپانچه در خاک افتاداحسنت ای مرگ هرگزت مرگ مباد


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۵

 

با هرکه زبان چرخ رازی بگشادچون پای نداشت پای تا سر بنهاد
زان داد سخن همی بنتوانم دادکابستن رازهابنتواند زاد


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵

 

گر درد کند پای تو ای حور نژاد
از درد بدان که هر گزت درد مباد
آن دردمنست بر منش رحم آید
از بهر شفاعتم بپای تو فتاد


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳

 

خسرومنشی که دور خواندش فرهاد
در واقعه دیدم که به من اسبی داد
این واقعه را معبران می‌گویند
تعبیر مراد است مرادست مراد


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴

 

فرهاد ز کوه کندن بی‌بنیاد
آوازهٔ شهرتش در افاق افتاد
این نادرهٔ فرهاد اگر کوه نکند
صد کوه طلا به منعم و مفلس داد


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸

 

با دل گفتم: به عالم کون و فساد
تا چند خورم غم؟ تنم از پا افتاد
دل گفت: تو نزدیک به مرگی، چه غم است
بیچاره کسی که این دم از مادر زاد


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰

 

خوش آن که صلای جام وحدت در داد
خاطر ز ریاضی و طبیعی آزاد
در منطقهٔ فلک نزد دست خیال
در پای عناصر، سر فکرت ننهاد


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۲

 

ای خواجه فلان الدین که ریشت … باد
ریشت نفسی نیست ز دندان آزاد
بر ریش تو یک گوزگره خواهم زد
زآنان که به دندان نتوانیش گشاد


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۷

 

ای باد که جان فدای پیغام تو باد
گر برگذری به کوی آن حورنژاد
گو در سر راه مهستی را دیدم
کز آرزوی تو جان شیرین می‌داد


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۹

 

کردی به سخن پریرم از هجر آزاد
بر وعدهٔ بوسه دی دلم کردی شاد
گر ز آنچه پریر گفته‌ای ناری یاد
باری سخنان دینه بر یادت باد


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۴۸

 

از تیغ چو آب تو به رزم آتش زاد
تا خصم ز باد حمله در خاک افتاد
از بیم دلش پرآتش و سر بر باد
دو دیده پرآب روی بر خاک نهاد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۱۹۴

 

بلبل بسپیده دم همی زد فریاد
کین آتش گل در همه گلزار افتاد
ابراز برش ارچه آب می ریخت چه سود؟
کاتش همه در گرفته بود از دم باد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۱۹۵

 

دمی می رفتم مست و کش و خرّم و شاد
آن ماه دو هفته پیش من باز افتاد
گفتا که چه حالتست؟ گفتم فریاد
کان نوبت ما بقای سوگند تو باد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۱۹۶

 

وقتی که بتم گره بر آن زلف نهاد
از سختی بند بر قفا می افتاد
امروز بشکر آنکه بندش بگشاد
بر روی افتاد بوسه بر پایش داد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۱۹۷

 

از بس که سوی چمن برد بوی تو باد
وز بس که کند گل ز دور خار تو باد
تا لاجرم آزادی سر تا پایت
در دست و زبان سوسن و سرو افتاد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل