گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵

 

هر چند به کوی او دیرست که پی بردمبسیار بگردیدم تا راه بوی بردم
تا خلق ندانندم وز چشم نرانندمصد بار سر خود را از رشد به غی بردم
گو: دست فرو شویید از من دو جهان، زیرادست از دو جهان شستم، تا دست به می‌بردم
مجنون ز رخ لیلی از مرگ نیندیشداز خویش به مردم من، پس […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی