گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۹

 

امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابدوان چشم کجا خسپد کو چون تو شهی یابد
ای عاشق خوش مذهب زنهار مخسب امشبکان یار بهانه جو بر تو گنهی یابد
من بنده آن عاشق کو نر بود و صادقکز چستی و شبخیزی از مه کلهی یابد
در خدمت شه باشد شب همره مه باشدتا از ملاء اعلا چون […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی